شب نوشتها

خرید بک لینک
سلام علیکم،خوب چی بگم از حال و روز این روزا،اول یه گزارشی از اوایل خرداد تا الان که اواسط شهریور هست بدم،اول تیر انی امتحان تیزهوشان داد،خیلی عالی نشد و مرداد عم نتایجشون اومد که ناحیه ۳ که مدرسش تو بارناواک هست قبول شده خیلی دلچسب نیست ولی فعلا قرار شده ۱ سال بره تا بعد ببینیم چی پیش میاد.نیما اینا یه هفته مرداد رو اومدن تبریز و تولد مامان رو با هم جشن گرفتیم،بعدش ما ۲۷ مرداد یثبا همون اکیپ پترسال رفتیم آنتالیا،هتلمون خوب بود و سعی کردیم خوش بگذره،هر چند از وقتی اومدیم خونواده شوه دارن از دماغمون میارن و فعلا ۲ هفتس هر جی خوش گذشته بهم دارن از دماغم میارن،نمی دونم دیگه چی کار کنم،از دست همشون مخصوصا شوه حسابی کفریم،هیچ کمکی نمی کنه تو کار خونه اما سرشو می زنی دمشو می زنی تو خونه خرابشده ننشه،الان ۲ هفتس قراره فکری برای نتمون بکنه،کار خونه صفر ،همه مسولیت بچه ها با منه،حتی الان که مثلا تعطیله و جمعست از ساعت ۵:۳۰ گذاشته رفته اونجا و هنوز که ۸ نیومده،ما هم برگ چغندر هستیم و باید بمونیم تو خونه و بپوسیم،بهونش اینه که باباشو عمل کردن .نمی خوام نفرینشون کنم ولی دیگه حسابی تو زندگیمون گند زدن،خیلی کلافم،هیچکی نیست یه راهنمایی یا درد دل درست و حسابی کنم باهاش،،البته منم می دونم که تقصیر خود شوه هست،خیلی دو دلم هیچ امیدی به اصلاحش ندارم،فقط الان به خاطر بچه ها دارم کم و بیش تحمل می کنم،واقعا نمی دونم کدوم کار درسته،تمومش کنم یا نه،دیگه دوست داشتن یا هیچ علاقه ای برا من نمونده،یه آدم ضعیف تو سری خور،بی لیاقت و بی عرضه ست.فکر کنم همینا کلفی باشه،همه کارا با منه همه فشارا و استرس بچه ها با منه،منم که دیگه هیچ علاقه ای ندارم،نمی دونم چرا موندم باهاش،خونه از منه.خرج خونه رومی تونم خود شب نوشتها...

ما را در سایت شب نوشتها دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 28 تاريخ: پنجشنبه 3 خرداد 1403 ساعت: 12:04

اوه الان که اومدم برای سال ۱۴۰۲ بیلان بگم فکر نکی کردم اینجوری از تیر نیومدم سر بزنم.نمی دونم چه خب شده و چرا اینقدر غافل شدم از اینجا.دیگه از بعد تیر شروع کمم و وقایع ذو تا جایی که یادمه بگمبعد تیر ، تو مرداد با خونواده عمو اینا رفتیم انتالیا یه هتل عالی و یه هفده عالی گذروندیم دلد منم اونجا بودیم و شهریور هم که اومدیم اقای شوه درگیر کولهسیستکتومی باباش و عوارض اون بود.ما هم تو خنه مشکلات خودمون رو داشتیم.از تیر هم که استترت دبی رو زویم و اروم اروم مدارک اقای شوه رو فرستادیم و گفتن ازمون پرومتریک نمی خواد و یه ازمون شفاهی کافیه.اخرتی اذر هم برای تولد شالی رفتیم تهران و ۴،۴ روز بودیم و برگشتیم تا ۱۸ بهمن ازکون شفاهی اقای شوه برگزار شد و همون روزم با مامان اینا رفتیم پالان توکن اسکی.بماند که تو مرز کلی اذیتمون کردن ولی خود ۳ روز عالی بود الانم برای تعطیلات عید داریم می ریم دبی.از وضع اقتصادی بگم که افتضاحه و دلتر و طلا به صورت صعو دی دارن مژ رن بالا.الان دلتر بتلتی ۶۰ تومن و سکه ۳۶ ملیونه.برای ۸ روز دبی خزینه بلیط و هتلمون ۱۸۰ تومن شده.واقعا سرسام اور شده.از بچه ها هم که پاری رو فارابی ثپت نام کردن، درسشم بد نیطت، االی نیست ولی متوسط به بالاست من راضیم.انی هم که فرزانگان فبول شده ولی خوب وضع درسبش خوب نیست .هر چی خودمون رو می کشیم نمی تونه برسونه و رتبش ترم اول ۱۸ بین ۲۲ نفر شده.تمام سعیمون ر و برا ترم جذیذ ذاریم می کنیم.خوب از خودمم لگم که منم دترم کج دتر و مریز می رم و میام و کاری ذوز کرمو می کنم .اسفند دوباره رفتم موهامو پیش همون خانم قبلی که راضب بودم کراتین کردم.ورزس نمی رم ولی تو سال جدید به خودم قور دادم یا یوگا یا پلاتس رو شذوع کنم شب نوشتها...

ما را در سایت شب نوشتها دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 31 تاريخ: پنجشنبه 3 خرداد 1403 ساعت: 12:04

صفحه بندی